86/05/19- - فرید
این نیز بگذرد ... زیرا مهم نیست کودکی شام ؛ خون دل می خورد و سحرگاه غم نان فردا را ... مهم نیست که زنی در دو راهی سیر کردن کودکش یا سیر کردن هوس دیگری آرزوی مرگ می کند... این نیز بگذرد ... زیرا مهم نیست که نویسنده ای با خونش برای دلها می نویسد و همان دلها آن نوشته را ناخوانده همچون تکه کاغذ مچاله شده زیر پا می اندازند این نیز بگذرد ... زیرا مهم نیست دختری در حسرت یک نوازش خود را در چنگال شغال رها کند و يا پسری كه در تمنای یک عشوه هرز تنها تکه غرورش را بر زمین بکوبد... این نیز بگذرد ... زیرا مهم نیست که سکوت من در تمنای یک نیاز شکل گرفت نه از بی نیازی؛ و حسرتم در پی زیبایی یک لحظه و یک نگاه شکل گرفت نه از طمع و عقده ها؛ مهم نیست که من عاشق بودم یا هستم شاید قصاص عاشقی خون دل خوردن و در فغان یار آرزوی مرگ کردن و شکستن همان تکه غرور لگدمال شده باشد اما اين نیز خواهد گذشت و روزهای رفته و بی نشان مانده و طلوع هر روز آفتاب و رقص ستارگان با مهتاب و هياهوي رودها و همهمه مردمان ؛ گواه حرفهای من است ؛ زیرا فهمیدم هر چیزی در این دنیا در لحظه خودش ارزش دارد و بعدها پشیزی نمی ارزد حتی اگر تمام زندگیت در همان لحظه معنا پیدا کرده باشد زیرا ... این نیز بگذرد...! 
+ |