87/06/11- - فرید
خداوندا ...
در روزها و شبهای سرد رابطه ها ؛ کاش کینه و حسادتم را
در آفتاب دوستی ها آب می کردی ؛
رهنمون می کردی تا دیگر دود سوختن دوگانگی ها ؛ آسمان
دلم را نمی پوشاند ؛
ایمانی که بهانه بودنش؛ معجزه است را نمی خواهم
ایمانی می خواهم که هر روز معجزه ای و تلاطمی را در دل برایم بیافریند
در گرداب عاشقی دوستی را به من بیاموز ؛
در اوج غم ؛ ایثار
و در اوج نیاز تفکر را ؛
این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده ای
بر دلهای روشنفکران فرود آر که "اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است"
+ |
87/06/02- - فرید
صرف نظر از کج خلقی های ما... بخشی از فیلم لولیتا
صرف نظر از تمام آشوب ها ...
و مقاومت های اون ..
و خطر و ناامیدی های موجود ..
گذشته از همه اینها من در بهشت بودم ...
بهشتی که آسمانش رنگ شعله های جهنم بود...
اما همچنان یک بهشت بود...
+ |