88/02/02- - فرید
[معنی
ترانه برای همیشه] این رومئو خون میگرید اما نمی تونی خونش رو ببینی شاید مشکل همین جاست که همیشه می خواهیم عشق را در پیچش
واژه بجوییم
چيزي نيست جز كمي احساس كه [حكايت از اين داره كه] اين سگ پير
لگد خورده
از وقتي منو ترك كردي داره بارون مياد [و] من اكنون در سيل
[آن] غرق شدهام
[يادته] من هميشه يك جنگجو بود
اما [الان] بدون تو [كاملاً] تسليم شدهام
نميتونم يه آهنگ عاشقانه بخونم به اون نحوي كه بايد باشه
خب، فكر ميكنم ديگه به اون خوبي نخواهم بود اما عزيزم، اين
منم كه تنهام
و من عاشقت خواهم بود، عزيزم،
[براي] هميشه
و من تا ابد آنجا خواهم بود،
[براي] هميشه
آنجا خواهم بود تا [زماني كه] ستارهها ديگه چشمك نزنن
تا زماني كه بهشتي وجود نداشته باشه و.... نشه با كلمات شعر
ساخت
و ميدونم كه وقتي بميرم، تو در ذهنم خواهي بود
و من عاشقت خواهم بود،
[براي] هميشه
حالا عكسهايي كه جا گذاشتي خاطراتي از زندگياي ديگر هستند
بعضيهاش باعث لبخند و بعضيهاش باعث گريه ميشن
يكيشون باعث شد تا تو مجبور بشي خداحافظي كني
چيكار بايد بكنم تا بتونم انگشتام رو [دوباره] تو موهات ببرم
تا لبانت رو لمس كنم، تا تو رو از نزديك در آغوش بگیرم
وقتي داري دعا ميكني،
اينو در نظر داشته باش [كه...]
من اشتباه كردم، من تنهام ..؛
وقتي كه تو رو در آغوش ميگيره، وقتي تو رو به خودش نزديك
ميكنه
وقتي حرفايي ميزنه كه تو ميخواي بشنوي آرزو ميكنم كه كاش من
جاي او بودم،
چون اونا حرفاي منه [كه دوست دارم] تا آخرالزمان بهت بگم
آره من عاشقتم عزيزم،
[براي] هميشه
و من تا ابد آنجا خواهم بود، [براي] هميشه اگه بگي كه برات
گريه كنم
ميكنم اگه بگي كه برات بميرم [ميميرم]
يه نگاه به صورتم بنداز بهايي نيست كه نپرداخته باشم
براي اينكه اين حرفها
رو [بتونم] بهت بزنم بدشانسي وجود نداره
با اين طاسهاي تقلبی اما عزيزم اگر فقط يك فرصت ديگه به من بدي
ميتونيم بيخيال آرزوهاي قديميمون و... زندگي قديميمون شيم
جايي رو پيدا ميكنيم كه خورشيد هنوز در آنجا بتابه
و من عاشقت خواهم بود، عزيزم،
[براي] هميشه
و من تا ابد آنجا خواهم بود،
[براي] هميشه
آنجا خواهم بود تا [زماني كه] ستارهها ديگه چشمك نزنن
تا زماني كه بهشتي وجود نداشته باشه و.... نشه با كلمات شعر
ساخت
و ميدونم كه وقتي بميرم، تو در ذهنم خواهي بود و من عاشقت
خواهم بود،
[براي] هميشه
گاهی هم می شود با شعری کودکانه و نوازشی نرم بروی ساز
و آغوشی بی غلو غش عشق را دریافت؛
آنهم به تمامی.
+ |